بسمک یا کریمالان که دارم مینویسم الحمدلله وضعیتم نسبت به قبل خیلی بهتر شده پارسال همین موقع تو سخت ترین شرایط بودم و بچم بعد مدتی سقط شدالان تونستم با یک نفر هماهنگ کنم هفته ای یکبار بیاد نظافت یکی از همسایه ها هم هروقت غذا میپزه کمی برای ما میارهدر حال حاضر دارم رساله مینویسم در وقت اضافه و دو تا ارشد هم میخونم امتحانات داره شروع میشه و من برای ارائه یکشنبه م که به زبان انگلیسی هست دارم اماده میشم.دو سه سالی هست تلوزیون نداریم گاهی با سیستم میذاشتم پسر فیلم ببینه سیستممون هم پوکید لبتاب همسر هم خراب شد و الان همه باهم یک لبتاب داریم. پول خرید تلوزیونو لبتاب و حتی گوشی جدید هم نداریم. کلا یک گوشی هوشمند تو خونه داریم که اونم سرش دعواستپسر بعضی روزها میره پیش دبستانی ولی روزهایی که خونه ست خیلی بهانه میگیه باهاش بازی کنم و تمومی هم نداره خواسته ش. همش در ارزوی یک بچه ست که باهاش بازی کنهچون تلوزیون نداریم گاهی مجبور میشم صفحه لبتابو دو قسمت کنم در حالی که او فیلم میبینه منم کارهای تحقیقیمو بکنم بقیه وقتا هم بازی با تبلت درب و داغون بقیه وقتا هم یکریز میگه ممان پاشو با من بازی کن اصلا نمیتونم تمرکز کنم رو درسا . الان فقط تا ساعت ده یا یازده فرصت دارم ارائه م رو تکمیل کنم ...الان چالشم اینهکه با پسرم چجور رفتار کنم. چجوری سرشو گرم کنم که سراغ تبلت نره و بازیهای حرکتی و میدانی بکنه.همسایه بالایی هم نمیذاره پسرش بیاد بازی میگه میترسم همو بزنن! میگم حالا بزنن بزرگ میشن ولی خب دیگه...
برچسب:
نویسنده: یاسین قربانی